آخرین مطالب منتشر شده در نیلوبلاگ
جامعه !؟ طرح سوال وجواب واعلام نظر فلسفه خلقت فلسفه خلقت هستی رو نمیدونم شاید واقعا فلسفه وحکمتی پشت این عظمت خلقت وجود نداشته باشه وهر چه پیش بیاد رو جزیی از فلسغه حکمت بدونیم . اما فقط میدونم فلسفه تولد هر بچه فقط تداوم خلقت. ادامه بقای خلقت وبقای اقتدار خداو ... yekasmanabriia.niloblog.com
اعصابم بهم ریخته ، چون خوابم بهم ریخته♀️ تو دوره امتحانات نهایی شبا بیدار میموندم و همین عادت شده برام حالا ام هرکارییی میکنم نمیتونم زودتر از ۴ صب بخوابم و از اونور ۱۰/۱۱ بیدار میشم و از این بابت بدن درد وحشتناکی دارم و از سوی دیگر خیلی ام کسل ... کلا حس میکنم میزان کافئینی که طول اون دوره استفاده ... moshavesh.niloblog.com
چرا این تابستون اعتراض حالیش نمیشه؟ بابا تابستان جان تموم شو دیگه ، بخدا اکثر آدما دوستت ندارن لطفا بهت بر بخوره این بی مهری و برو ، میوه های خوشمزه تم اصلا برا خودت! اصلا یکی از دلایلی که ازت متنفرم این بی برقی عه این برق که میره منم با خودش میبره♀️ ولی زمستون:))))) نه نه اشتباه شد ، باید میگف ... moshavesh.niloblog.com
مطمئنم اصلا نمیشناسه منو بعد من داشتم میرفتم روضه با مامانم اینا ، یهو وسط کوچه دیدمش داره میره خونه عزیزش قدشششششش وای اصلا نمیخوام بهش فکر کنم و اصلا مناسب هم نیستیم ولی یکی دوباری ام که رد شده و دیدم اصلا از لحاظ ظاهری ، از همه لحاظ خیلی تایپمه از لحاظ باطنی ، فععععک نکنممممم . خیلی مذهبیه ، خیلی ... moshavesh.niloblog.com
به لطف کنکور ما این ماه ۲ بار پریود شدیم♀️ واقعا نمیتونم هیچی بگم جز اینکه فقط خداااااروشکر روز کنکور همچی نشد♀️ یاد بهار افتادم ک قرص خورد پریود نشه بهار منو میبینی چ خوش شانسم واقعه قبل تر ها خیلی خوش شانس بودم خیلیییی نمیدونم چرا یکی ۲ سالی میشه شانسم رفته لالا. بنظرم بابت پریودی تو کنکور باید ... moshavesh.niloblog.com
خیلی حس عجیبی دارم ، اولین سال کنکورم وایب سومین سال کنکور خواهر بزرگه رو میده ، خواهر بزرگه برا بار n ام ثابت کرد خیلی خواهر خوبیه:) دیشب تا صبح نخوابیدم ، از شدت استرس، صبح ساعت ۷ رفتم خونه آ ، بعد صبحانه یکی دیگاز دوستامون هم اومد و به اتفاق هم رفتیم مدرسه ، یه چندتا سوال و ... پرسیدم که واقعا خ ... moshavesh.niloblog.com
سلام بر سفینةالنّجات سلام بر عطشان راه حق "به خدا سوگند، یاد حسین علیهالسلام و مسیر حقطلبیاش محوشدنی نیست." اینک اربعین، این حماسهٔ عظیم مدرسه کربلا تا جاده عشق، با وجود فیلترها و سانسورهای خبری، نسیم بیداریاش را در جهان پراکنده است تا طوفان به پا کند. معرفت به حق، معرفت به مظلومیت حسین علیه ... morchianoo.niloblog.com
✨ گاهی یک کتاب، آغاز یک نگاه تازه است... در رمان روزی روزگاری مورچیانو از چشم یک مورچه به دنیای انسان ها نگاه کنید. قسمتی از متن کتاب: تلاش یک مورچه برای اینکه صدای خودش را پیدا کنه، کار بزرگیه، هر چه قدر این کار دیرتر شروع کار گردد، توانایی دستیابی به هدف کمتر می شود. مسیر عقلِ یک مورچه مطابق هزار ... morchianoo.niloblog.com
گاهی یک کتاب، آغاز یک نگاه تازه است... ✨ گاهی یک کتاب، آغاز یک نگاه تازه است... در رمان روزی روزگاری مورچیانو از چشم یک مورچه به دنیای انسان ها نگاه کنید. قسمتی از متن کتاب: تلاش یک مورچه برای اینکه صدای خودش را پیدا کنه، کار بزرگیه، هر چه قدر این کار دیرتر شروع کار گردد، فرصت دستیابی به هدف کمتر م ... morchianoo.niloblog.com
فرماندهـان کلونـی معتقـد بودنـد، بــرای در امــان مانــدن از دشــمن در کمیــن، #طعمــه_در_بیراهــه ضــروری اســت. تمــام ایــن گزارشها در مــورد مورچههــای زرد و موقعیــت اســتراتژیک #کلونــی_شــرقی را در #دوره_آموزشــی یــاد گرفتیــم. بــرای مــا مورچههــای جــوان مشـخص شـده بود کـه وقتـی اس ... morchianoo.niloblog.com
#روزی_روزگاری_مورچیانو: روایتی تأملانگیز در جهان انسانها و دنیای مورچهها ✏️ عنوان فصل: #بازگشت_غیرممکنها بخشی از کتاب:✨ خدایـا، ای آفریننـدهی روز و شـب، بـار الهـا، مـا علـی رغـم غرورمـان، از تـو طلب مرحمـت و رحمـت داریـم، علـی رغـم تردیدهایمـان در زندگـی، در انتخابهـا و در مسیرمـان از تـو طلـ ... morchianoo.niloblog.com
# قصه_انتخاب ها در #رمان_روزی_روزگاری_مورچیانو قسمتی از متن کتاب: بعضی چیزها فقط اتفاق نیستند، مورچیانو… انگار بخشی از نقشهای پنهاناند، از جریان زندگی در کلونی. دیر یا زود باید با آنها روبه رو شوی، حتی اگر دلت نخواهد. راهی که من رفتم، الزاماً راه تو نیست. راهی که پدرت رفته شاید فقط سایهای باشد ... morchianoo.niloblog.com
قسمتی از متن رمان #روزی_روزگاری_مورچیانو صفحه ۱۱۰ ● عنوان فصل: شاید یکبار و برای همیشه ...مرغِ غزلخوانی در دوردست میخواند. زیبا و حزنانگیز. صدایی که گذشته را به خاطرم میآورد. تمرکزم را بیشتر کردم. ضربان قلب شکار و شکارچی را پایین صخره شنیدم. نباید چشمانم را باز میکردم. پرنده این را با تأکید ... morchianoo.niloblog.com
خیلی دیره بی شک خورشید بدون چشمهایت طلوع میکند، اما نمیدرخشد! 1321 توی ماشینم نشسته ام، مقابل حسینیه، منتظر مادرم.دو شب جهنمی را داشتم. دیدن پیامکها، قرار دونفره به صرف جگر، کادوی تولد طلایی!از من بعید بود اما زنگ زدم و شستم، زنگ زدم داد زدم، زنگ زدم و گریه ... zemestaniii.niloblog.com
سه شب گذشته را نخوابیدم اما مدام خواب میدیدم. همه چیز شبیه یک کابوس دایرهای شکل است. چرخه ای بی پایان کار و ترسناک. گردونه ای پر از اتفاقات وحشتناک و دردآور. چه کسی این اوضاع را متصور میشد؟ هیچ کس! پ ن: در همین حال حاضر، فقط خسته ام، نا ندارم، پاهایم سست است، سرم پر از درد است. انگار جهان برایم ش ... zemestaniii.niloblog.com
روز بعد تولدم است. یک تولد به یاد ماندنی. تنها و دور و مصمم بر جدایی. بی توجهی کلافه ام کرده شاید، و البته که شاید هم نه. طولانی بودن روند اولین جلسه برام آزاردهنده است. تا سه شنبه هنوز زمان زیادی مانده است. روز آیندهشب سالگرد فوت پسر همسایه بالایی است و درست مثل زمان فوتش مراسم شام منزل ماست. آه، ن ... zemestaniii.niloblog.com
مدتهاست سیگار نکشیدهام این یعنی، مدت هاست در آغوشت نبودهام که خودت برایم یک نخ وعده بگیری و روشن کنی. تو خوش قول نبودی، که اگر بودی امشب، درست همینجا، وعدهمان روی همین مبل دونفره خالی بود. . . . پ ن: پیام میدهی از خانه. نگران حالمی. تاکید میکنی که تمام می شود، زهرخند می زنم که بی خیال، رسیدنت ر ... zemestaniii.niloblog.com
خیلی دیره بی شک خورشید بدون چشمهایت طلوع میکند، اما نمیدرخشد! 1327 پیراهن آستین کوتاه مشکیشلوار مشکیو کتونی.این تویی مقابل من، با فاصله و توی محله خودم. اینجا دیگر پارک نزدیک منزل مان نیست، اینجا برزخ است. تو هستی، اما با فاصله از من. پیام میدهی «زیباتر شده ... zemestaniii.niloblog.com
به برادر زاده م گفتم بپر برو سر کوچه دو تا طالبی بستنی بخر بیا بخوریم. شیرینی فلان وسیله که تهیهی. گفت عمه، مامان بابام یه تومن ماهانه به من پول میدن که اونم دهم دیگه ندارمش و مجبورم مابقی ماه خودم خرج خودمو در آرم! پرسیدم به چه کاری مشغولی؟ فرمودن چند تا چراغ موتور اضافه دارم اونا رو میارائهم. گ ... cheshme77.niloblog.com
اون جاهایی(مکان ها) که آدم تحت تنش روانی قرار گرفته حتی اگه عامل تنش زا هم رفع شده باشه میتونه باعث آزار روحی روانی بشه. یعنی صرف حضور در اون مکان میتونه آدم رو به لحاظ روحی روانی به هم بریزه حتی اگه دیگه عامل تنش زایی نباشه .. حالا تصور کنید اون مکان و محیط، خونه ی خود آدم باشه .. دردناک دردناک د ... cheshme77.niloblog.com
روال عادی ولی عادی نیست حقیقتا سرکار میرم ولی ارتباطم به همکاران و خانواده و آقای پ من دلم برای دوستام تنگ شده برای حرف زدن و ارتباط گرفتن برای شب پیش هم بودن من دلم برای قبل مردن فاطی تنگ شده و چقدر دلم برای فاطی تنگ شده خیلی زیاد تنگ شده قلبم منجفر داره میشه حقیقتا حس میکردم حس نمیکنم غمش ولی هر ر ... mansoreh77.niloblog.com
سلام حالت چطوره ؟ راستش یه مدتی خیلی زیاد بهت فکر میکنم و زمان زیادی ازت خبر ندارم چند تا خبر ازت شنیدم ولی حقیقتا جرات اینکه باهات روبه رو بشم و بگم چطوری نداشتم تا اینکه ... امشب دل به دریا زدم و گفتم بنویسم برات ..... نمیدونم چقدر از من و اوضاعم خبر داری ولی میخوام برات بگم من فکر میکنم۲۷ سالم ... mansoreh77.niloblog.com
سلام حالت چطوره ؟ منتظر خبر از سمتت بودم اما مثل همیشه سکوت کردی من اومدم کلی باهات حرف زدم و برات نوشتم اما رفت :) یهویی همش حذف شد ..... حقیقتا انتظار داشتم پیشم بودی و باهات حرف میزدم و تو آرومم میکردی ولی خب نیستی و فقط با سکوت داری من بینی میفهمم که میبینی راستش سخت دوباره برات بنویسم دقیق با ا ... mansoreh77.niloblog.com
پر از خشمم از خودم و از محیطم از خانواده ام از دوستام و بازم از خودم ناتوانی واژه ای که مدام داره تکرار میشه دلم میخواد از همه چی لفت بدم خیلی زیاد خستم شدید حس میکنم گیر کردم تو مرداب زندگی با کلی حس بد همین از نعیمه خیلی خشم دارم چون نمیتونم کمکش کنم نمیتونم همراهش باشم نمیتونم حامی باشم نمیتونم ن ... mansoreh77.niloblog.com
برای گرفتن پرونده ات صبح به مدرسه رفتم. معاون مدرسه گفت بهتر است دیگر در تیزهوشان درس نخوانی و به مدرسهٔ عادی بروی، گفت اگر هم اصرار دارید، لااقل همین منطقه بمانید و در رشته ریاضی درس بخوانی. و تجربی منطقه دو را بی خیالش شوی. گفت سال قبل یازده تا از دانش آموزان در این مدرسه اخراج و به مدرسه معمولی ر ... timetrain.niloblog.com
سه سال است هرباری که یاد واکسن امسالت می افتادم،نقشه می کشیدم که چطور مانع تزریق این واکسن شوم،بارها به خودم گفته ام اگر عقل حالایم را شانزده سال پیش داشتم، اجازه نمیدادم حتی یک واکسنِ کودکی را به تو تزریق کنند. یکی از نواقص پروندهٔ تحصیلی ات، گواهی سلامت، از خانهٔ بهداشت بود و تزریق واکسن دوگانه. ب ... timetrain.niloblog.com
starry eyes هیچ اگر سایه پذیرد، منم آن سایه هیچ The Eyes: A Window to the Soul قسم به کوه و دشت و بیابان و زیتون و هر چیز دیگر که خالق، خلق کرده است، قسم که در نهایت، همهچیز به «چشمها» ختم میشود. باور دارم که چشمها آینهی تمامنمای روح و روانِ آدمی هستند. اگر ... starry-eyes.niloblog.com
starry eyes هیچ اگر سایه پذیرد، منم آن سایه هیچ Book 3 من کسی که دوستش داشتم را رها کردم، اتفاقا آدم ساختن و ادامه دادن هستم؛ اما اگر قرار باشد همیشه در حال تلاش کردن برای این باشم که بگویم" من وجود دارم" ترجیح میدهم فراموش شوم. #جورج اورول _ ۱۹۸۴ پنج ... starry-eyes.niloblog.com
گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود صفحه اصلی عناوین مطالب تماس با من قالب وبلاگ پروفایل ۱۱۱.یک از هزارها بعد از کلی گشت و گذار در بازار، بالاخره توانستم برای حرزم، کیف گردنیِ چرم طبیعی پیدا کنم. با چه شوقی، نشستم بندش را محکم کردم و بدنه_اش ر ... timetrain.niloblog.com
starry eyes هیچ اگر سایه پذیرد، منم آن سایه هیچ a displaced person به من میگه که چرا هی میای؟! بمون همون جا و دم به دقیقه نیا. که من در آنجا جایی را ندارم و به معنای واقعی کلمه آواره هستم. ... حال برای آمدن آنها چه تدارکاتی دیده است، چه تدارکاتی!!! یعنی میرسد روز ... starry-eyes.niloblog.com
گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود صفحه اصلی عناوین مطالب تماس با من قالب وبلاگ پروفایل ۱۱۲.او یک دیکتاتور است. دیشب پدربزرگت تماس گرفت و مثل همیشه تو در میدان بودی، نمیدانم چرا این مرد، سرِ ساعتی زنگ میزند که میداند تو نیستی، که وقتی بگویم، ... timetrain.niloblog.com
گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود صفحه اصلی عناوین مطالب تماس با من قالب وبلاگ پروفایل ۱۱۳.مانعت نمی شوم مادر یونس گفت: خانم.... جان، این را که می گویم، از زبان من، پیش شازده پسرت نگویی، مدتیست، پارسایت شده، نقل محافل، پسری با چشم های سبز که ... timetrain.niloblog.com
starry eyes هیچ اگر سایه پذیرد، منم آن سایه هیچ Ethics وقتی از بچگی سه چرخهام شد دوچرخه؛ فهمیدم که آدم گاهی با کم شدنها بزرگ میشه؛ پس اگه نمرت کم شد فدا سرت تو شخصیتت داره بزرگ میشه. بله!!! #خطاب به خودم بابت نمره 15 اخلاق پزشکی ( خروجی میگیریم که من اخلاق ندارم ... starry-eyes.niloblog.com
دوران مادوران آن هادوران ما: آن وقت ها که سن و سالی نداشتم (هجده ساله) معمولا غروب ها با یکی دوتا از دوستانم برای نماز جماعت ها به مسجد می رفتیم.سنِ پس از بلوغ، سن قلیان احساسات است، سنی که دوست داری، دوست بداری و دوست داشته شوی.دوست داشتن دوران ما، بخصوص ماها که در خانواده های مذهبی بزرگ شده بودیم، ... timetrain.niloblog.com
starry eyes هیچ اگر سایه پذیرد، منم آن سایه هیچ Eteal Solitude هفتم تیرماه ۱۴۰۵ یعنی دیروز که از شهرِ دانشگاه به سمت خانه برمیگشتم، در مسیر میانِ دو استان، از شدتِ خستگیِ ناشی از شببیداری برای امتحانات، به خواب رفتم. تا امتحانِ بعدی دو هفته فرصت داریم و به خاط ... starry-eyes.niloblog.com
این پیکسل را همان دختر خانمی که در متن قبل از او گفتم. امشب دور میدان، به شازده پسر داده که آقا پارسا این را به مادرتان بدهید.دلم نمی خواهد فکر کنم که در واقع این پیشکشی بوده که به تو تقدیم شده نه به من.اما چه کنم که نمی توانم چنین فکری نکنم.گفتم اگر روزی این دختر به تو ابراز علاقه کرد در جوابش ... timetrain.niloblog.com
starry eyes هیچ اگر سایه پذیرد، منم آن سایه هیچ Blessings Lord لطفا و لطفا و خواهشا کمکم کن، کمکم کن تا قلب رو پاس شم، با تشکر.بعدا نوشت: مرحله یک با موفقیت پشت سر گذاشته شد ولی هنوز مرحله دوم مونده؛ Dear Lord به کمک کردن هایت ادامه بده لطفا. پنجشنبه ۱ ... starry-eyes.niloblog.com
گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود صفحه اصلی عناوین مطالب تماس با من قالب وبلاگ پروفایل ۱۱۶.کمند شبیه من! دیگ هم می زدند ظرف می شستند،بسته بندی می کردند،حتی وقتی دسته جمعی زیارت خانم حضرت معصومه رفتیم... خلاصه اش کنم این دو ماه را هر مراسمی د ... timetrain.niloblog.com
starry eyes هیچ اگر سایه پذیرد، منم آن سایه هیچ The Repetition of Helplessness من به عقد جاده درآمدم، آن هم جادهای پنج شش ساعته که دو استان را به هم وصل میکند. جادهای که اندک اول و آخرش سرسبز و پرآب است، اما اواسطِ طویلش فقط بیابان است، فقط بیابان. این مسیر ابد ... starry-eyes.niloblog.com
گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود صفحه اصلی عناوین مطالب تماس با من قالب وبلاگ پروفایل ۱۱۷.نابخشودنی کاش تو شبیه پدرت نباشی! کاش تو شبیه پدرت باشی!کاش برای مادرت پسری شبیه به پدرت باشیکاش برای همسرت، مردی شبیه پدرت نباشیکاش، وقتی همسرت از فش ... timetrain.niloblog.com
starry eyes هیچ اگر سایه پذیرد، منم آن سایه هیچ The end (1) این ترم هم با تمام و خوبی و بدی و سختی و رنجی که داشت، گذشت و من بازهم هیچ درسی رو نیفتادم ( آفرین به خودم.)Öyle görünüyor ki, eğer umut varsa hikâye mutlu bir şekilde biter یکشنبه ۸ شهریور ۱۴۰ ... starry-eyes.niloblog.com
پدرت....تو... موهایی که به باد رفت... اشک... خلاصه ترین حالت ممکن از در روز جاریی که گذشت. با آن گلوله های اشکی که تو برای موهایت ریختی، گمان میکردم تا دو روز آینده لب به آب و غذا نخواهی زد.اما فقط نیم ساعت از اعتصابت نگذشته وحالا با اشتها در حال خوردن غذا هستی خنده ام می گیرد.چه راحت با همه چیز کنا ... timetrain.niloblog.com
سه روز بعد کلا فنگ شویی شدیم و از زمین زمان تشکر کردیم و شکرگزاری و راهی تهران شدیماخرین باری بود که من توی این مسافرت مسخره شرکت کردمولی خب نگاه های معنی داری به عباس کچل و اون زن میکردمعباس کچل هم لایک میداد یعنی اوکیه همه چیخب باید یه پول حسابی میگرفتم از عباس اقا که اقلا این صحنه خیانت جانگذاز ا ... homapasargad.niloblog.com
یه حاجی بود البته حاجی هم نبود ادا در میورد نونش توی این چیزا بود ریاکار و نون به نرخ روز خور کلی هم پشت اون چهره روحانیش البته زرشک کثافت کاری میکرد این حاجی یه طوطی داشت به اسم سجاد توی محل کار باهم همسایه بودیم یعنی شرکتش بغل شرکت ما بود این حاجی یه طوطی داشت که حرف میزد و خیلی هم باهوش بود یه طو ... homapasargad.niloblog.com
توی دوران دبیرستان دو سال اخر علاقه فراوانی به سینما و فیلم سازی داشتموارد انجمن سینمای جوانان شدمدوره های کارگردانی و فیلمبرداری و عکاسی و نمایشنامه نویسی و دکوپاژ و تدوین گذروندمبه بازیگری علاقه ای نداشتمبیشتر دوست داشتم فیلم درست کنمتوی اون دوره بعد از اتمام دوره باید یه فیلمکوتاه درست میکردیممن ... homapasargad.niloblog.com
استاد فیلمو نگاه کردخودش میگه کلی خندیدمپسر مگه فیلم کمدی میخوای بسازیاون فیلمو ازم گرفت و گفت اینو یه ادیشن برای خودم میخوام کپی کنمگفت حال و هواشو دوست دارمبعد گفت فیلمنامه رو بده ببینم چی به چیهوقتی فیلم نامه رو خوندگفت این قابل ساخت نیستاولا شما میخوای فیلم کوتاه بسازی دوما این نوع دیالوگ شمااصل ... homapasargad.niloblog.com
من اکواریوم و ماهی ها و کلا حیوانات و گلها علاقه خاصی دارمتوی خونه یه اکواریوم بزرگ دارم که وقتایی که کاری ندارم یا از سر کار میام یه بالشت میزارم روبروی اکواریوم و میشینم دنیای زیر اب خودمو نگاه میکنم کلا اهل تلویزیون و خبرهای منتشر شده این چیزا نیستم .یا موزیک با صدای بلند یا دیدن ماهیا و خون ... homapasargad.niloblog.com
این پست فقط نظرات و تفکرات و اعتقادات خودم هست اعتقادات همه محترم من از اول بچگی تا الان همیشه توی خونه خودنون و خاله ها زن عمو ها زن دایی ها و اصولا خانومهای فامیل یه چیزی مرسوم بود اونم سفره ها و مولودی ها سفره حضرت فلان سفره بی بی فلان وووووهزارتا چیز دیگه یه خراقاتی هم توی این سفره ها بود مثلا س ... homapasargad.niloblog.com
از بچگی به حیوانات و حشرات و ماهی ها علاقه داشتم ۱۴ سالم بود اسفند ماه هم بود و نزدیک عید بساط ماهی قرمز و لاکپشت و این چیزا فراوان بود رفتم ماهی بخرم دیدم طرف یه بچه مار سرمه ای رنگ توی یه تشت گذاشته اونقدر خوشکل بود که ماهی نسفارشم مار خریداریم توی راه هم ذوق داشتم از اینکه یه دوست بهروز گوگولی د ... homapasargad.niloblog.com
پدرم ادم خیلی خیلی خیلی خونسردیه همیشه اینطور بود الانشم همینه یعنی هر مسئله ای پیش میاد میگه مهم نیست توی بدترین شرایط و حاد ترین شرایط دست از شوخی و خنده برنمیداره تنها چیزی که براش سخته اینه که بگن اقا نخور و یا رژیم بگیر یا غذاهای مورد علاقش که اکثرا هم چرب هست بهش بگن نباید بخوری کلا افسردگی حا ... homapasargad.niloblog.com

